يكشنبه, 31 شهريور 1398

 

نمايندگي ۵۱۶۵۷۰ بيمه پارسيان آماده ارائه انواع خدمات بيمه اي با كمترين حق بيمه        

 
 خدمات آنلاين بيمه پارسيان :

استـعلام نـرخ بيمه عمـر و سـرمايه گذاري پارسيان
سفارش آنلاين بيمه نامه آتش سوزي منازل مسكوني 

سفارش آنلاين بيمه نامه آتش سوزي مجتمع هاي مسكوني بصورت يكجا
محاسبه قيمت بيمه شخص ثالث پارسيان
محاسبه قيمت بيمه
بدنه پارسيان

 پرداخت اينترنتي اقساط بيمه عمر
 
 
کد اشتراک :
رمز عبور :

تماس با ما :

نمايندگي 516570 بيمه پارسيان

تهران-خيابان شريعتي-بالاتر از طالقاني-نبش خيابان نقدي-ساختمان 272-واحد 16

تلفن   :۶۶۷۳۳۶۳۷- ۶۶۷۳۲۴۰۲
فكس  : ۶۶۷۳۲۴۰۲ داخلي ۱۱۳

تلگرام    : 7799314-0938

واتس اپ: 7799314-0938

ايميل  :  info@parsian-bimeh.com , bimehparsian516570@gmail.com

 

 


 
 

    اخبار


جست‌وجو براي پيداكردن خانواده 01/09/1389

زن جوان وقتي فهميد مادرخوانده‌اش او را 29 سال قبل در حرم حضرت عبدالعظيم دزديده است، جست‌وجو براي پيدا كردن والدين خود را شروع كرد.

اين زن 29 ساله كه پروانه نام دارد به خبرنگار ما گفت: نخستين بار زماني كه يك دختر دبيرستاني بودم متوجه شدم مادرخوانده‌ام مرا زماني كه تنها 10 روزه بودم از حرم عبدالعظيم ربوده است.

در آن زمان به‌شدت بابت اين ماجرا ناراحت شدم و از مادر خوانده‌ام خواستم واقعيت را به من بگويد اما او ابتدا منكر دزديدن من شد. بعد از مدتي درحالي‌كه يافتن واقعيت برايم اهميت زيادي داشت به سراغ خواهر و برادرهاي مادرخوانده‌ام رفتم و آنجا بود كه مطمئن شدم اين زن مرا دزديده است.

وي ادامه داد: آنها به من گفتند مادرخوانده‌ام به خاطر اينكه نمي‌توانست بچه دار شود در زندگي اولش با مشكل روبه‌رو شد و همسرش او را طلاق داد. بعد از جدايي از همسرش بود كه هر روز به حرم عبدالعظيم مي‌رفت و در آنجا به خاطر سرنوشتي كه برايش رخ داده بود گريه و زاري مي‌كرد.

بستگان مادرخوانده‌ام مدعي شدند يك روز پاييزي زماني كه مادرخوانده‌ام از حرم به خانه برگشته است، مرا كه 10 روزه بودم در بغل داشت و به همين خاطر آنها از او خواستند مرا بازگرداند اما او حاضر به انجام اين كار نبود و در طول اين سال‌ها بي‌آنكه چيزي به من بگويد، از من نگهداري كرد و من هم او را مادر خودم مي‌دانستم.

اين زن جوان در ادامه گفت: بعد از شنيدن صحبت‌هاي بستگانم، به سراغ مادر‌خوانده‌ام رفتم و او تمام حرف‌هاي آنها را تاييد كرد اما مدعي شد كه مرا ندزديده است. او گفت كه روز حادثه زماني كه به حرم رفته بود من و مادرم را در محوطه آن ديده بود. به همين دليل به مادرم نزديك شده و با او سر صحبت را باز كرده بود. مادرم هم به بهانه اينكه مي‌خواهد دست‌هايش را بشويد، مرا به او سپرده و گفته بود كه زود برمي‌گردد اما ديگر به او مراجعه نكرده بود. به همين دليل مادرخوانده‌ام مرا با خودش به خانه‌اش برده بود.

زن جوان افزود: من الان ازدواج كرده‌ام و صاحب يك پسر هستم اما دوست دارم زودتر خانواده‌ام را پيدا كنم. از طريق يكي از دوستان مادرخوانده‌ام كه رابطه صميمي با وي دارد متوجه شدم او بعد از ماجراي برداشتن من چندين بار به حرم رفته و متوجه شده پدر و مادرم، محمد و فاطمه نام دارند كه چند بار به‌دنبال من به حرم رفته بودند اما نتوانسته بودند اثري از من پيدا كنند.

حالا هم با اينكه 29‌سال از زندگي‌ام مي‌گذرد اما براي پيدا كردن خانواده‌ام لحظه شماري مي‌كنم و دوست دارم آنها را زودتر پيدا كنم. كساني كه از سرنوشت والدين اين زن خبر دارند مي‌توانند با گروه حوادث روزنامه همشهري تماس بگيرند.